خرید بک لینک
نميدونم چرا وقتي هيچي شبيه قبل نيس .. وقتي نشستم تو اتاقم و رفتم توي اوجِ فيلم.. يه دردِ لعنتي ِ هميشگي هم داره باهام لج ميكنه،

چي ميشه يهو كه صحنه ي يه خاطره مياد جلوي چشمم!

روزي ك روي تخت زهرا خواب بودم و رفته بود پيش باباپور بعد وقتي برگشت اومد نشست لب تخت و بيدارم كرد...

دلم چقد گرم شد...

برچسب: نویسنده: سجاد فلاح تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:03

صفحه بندی